X
تبلیغات
جـــمــــعـــه ــهــای ـتـکــراریـ-ـ-ـ-ـ - شعر در باره حضرت عباس ع
تاريخ : جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 | 14:0 | نويسنده : [ حــســن ]

يا ابوالفضل ع


تا تو بودي خيمه ها آرام بود

 دشمنم در كربلا نا كام بود

تا تو بودي من پناهي داشتم

با وجود تو سپاهي داشتم

تا تو بودي خيمه ها پاينده بود

اصغر شش ماهه من زنده بود

تا توبودي خيمه ها غارت نشد

بعد تو كس حافظ يارت نشد

تا تو بودي چه ره ها نيلي نبود

دستها آماده سيلي نبود

تا تو بودي دست زينب باز بود

بودنت بهر حرم اعجاز بود

تا كه مشكت پاره  و بي آب

دشمن بر كينه ات شاداب شد


برچسب‌ها: شعر در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره ابولفضل ع
موضوعات مرتبط : ✰✰✰ شـــــــــعـــــــــــر✰✰✰


تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 | 21:17 | نويسنده : [ حــســن ]

کاکا


فرشته های دنیا رو صدا کن

چشای نازتو رو به خدا کن

عمو رفته برامون آب بیاره

واسه دلشوره ی بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخند و ستاره

زمین از خون سرخت لاله زاره

برای غربت تو گریه کردن

تمام مشک های پاره پاره

به چشمات خواب برمیگرده کاکا (کاکا)

به شب مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرد و قولش

عمو با آب برمیگرده کاکا

سواره قایق مهتاب شد رفت

دل بی طاقتش بیتاب شد رفت

کنار رود و مشک تیر خورده

عمو از خجالت آب شد رفت

سواره قایق مهتاب شد رفت

دل بی طاقتش بیتاب شد رفت

کنار رود و مشک تیر خورده

عموم از خجالت آب شد رفت (رفت)

به چشمات خواب برمیگرده کاکا (کاکا)

به شب مهتاب برمیگرده کاکا

شنیدی که میگن مرد و قولش

عمو با آب برمیگرده کاکا

به چشمات خواب برمیگرده کاکا

عمو با آب برمیگرده کاکا

به چشمات خواب برمیگرده کاکا

عمو با آب برمیگرده کاکا

به چشمات خواب برمیگرده کاکا
عزیزم
به چشمات خواب برمیگرده کاکا

عمو با آب برمیگرده کاکا


برچسب‌ها: شعر در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره ابولفضل ع
موضوعات مرتبط : ✰✰✰ شـــــــــعـــــــــــر✰✰✰


تاريخ : شنبه سیزدهم اسفند 1390 | 23:13 | نويسنده : [ حــســن ]

مشك



مشک برداشت که سيراب کند دريا را

رفت تا تشنگي اش آب کند دريا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه مي خواست که مهتاب کند دريا را

تشنه مي خواست ببيند لب او را دريا
پس ننوشيد که سيراب کند دريا را

کوفه شد علقمه، شق القمري ديگر ديد
ماه افتاد که محراب کند دريا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهر? آب
زخم مي خورد که خوناب کند دريا را

ناگهان موج برآمد که رسيد اقيانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دريا را

آب مهري? گل بود و الاّ خورشيد
در توان داشت که مرداب کند دريا را

کاش روي دل خشکيد? ما آن ساقي
عکسي از چشم خودش قاب کند دريا را

روي دست تو نديده ست کسي دريا دل
چون خدا خواست که ناياب کند دريا را


برچسب‌ها: شعر در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره ابولفضل ع
موضوعات مرتبط : ✰✰✰ شـــــــــعـــــــــــر✰✰✰