لینک دوستان
فايل صوتي قران از قاري بين الملي قران  حاج محمد جواد فروغي دانلود كليك كنيد 



دانلود


برچسب‌ها: دانلود قرائت قران, دانلود قران, دانلود محمد جواد فروغی, فایل صوتی محمد جواد فروغی
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 21:41 ] [ [ حــســن ] ]
بسم الله الرحمن الرحيم محمد ابن ابو حمزه از حمران نقل مي كند كه به امام صادق {ع} عرض كردم تا چه زماني تا چه زماني اين بني عباس و امثال انها حكومت مي كنند و چه زماني از اين اين حكومت ها راحت مي شويم؟ در اين زمان امام {ع} ضمن تسلي دادن به اصحاب مي فرمايند: ايا نمي داني كسي كه منتظرامر فرج ما باشد صبر كند واذيت ها و ترس از ظلمه چنين انساني فرداي قيامت در زمره ما محشور خواهد شد و با ما خواهد بود؟ سپس امام ع بخشي از حوادث اخرالزمان را به صورت معجزه اسا بيان مي فرمايدكه ما در اينجا تيمنا و تبركا مقداري از ان را نقل كرده و ترجمه مي كنيم: براي مشاهده به ادامه مطلب برويد
برچسب‌ها: نشانه های اخرالزمان, نشانه های ظهور, در باره انتظار, مهدویت
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 21:13 ] [ [ حــســن ] ]

 

به نام خدا

چه می‌شود كه بیاید سوار مشرقی‌ام

و بر پیاده ی خسته ، توان و جان برسد ؟

پر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن

اگر به فصل خزان یار مهربان برسد

گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور

گمان كنم كه هر آن لحظه میهمان برسد !

همیشه منتظرم دركنار جاده عشق

كه پیک خوش خبر از سمت جمكران برسد

تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش

چه می‌كنیم اگر وقت امتحان برسد ؟

خدا كند كه در این روز , روسپید شویم

چو كارنامه به آن مصلح جهان برسد

یقین بدان كه اثر می‌كند دعای فرج

و از عنایت ، آن صاحب‌الزمان برسد

شروع دفتر باور به نام او زیباست

اگر كه ختم غزل هم به پای آن برسد

مجنون حریف غصه لیلا نمیشود

زخم فراق بی تومداوانمیشود

فالی زدم به حضرت حافظ بازگفت

بخت همیشه بسته ما وانمیشود

آب از سرم گذشت دراین موج بیکسی

ساحل حریف طعنه دریا نمیشود

دلخوش به هیئتم که شنیدم حضور تو

جز در هوای روضه سقا نمیشود

جان دو دست حضرت عباس جان مشک

آقا بیا که بخت دلم پا نمیشود

نه به سینه نفسی مانده نه به تن جانی

خسته شد پایم از این فاصله طولانی

بی هدف می روم و از تو کمک می خواهم

تا نجاتم دهی از اینهمه سرگردانی

  موج ها ساحل دیدار تو را می پویند

شده دریای نگاهم ز غمت طوفانی

از پس سینه دلم را به سویت پر دادم

برسد کاش به تو نامه ی این زندانی

باز با دعوت تو سینه زنان جمع شدند

صاحب خانه ولی نیت در این مهمانی


برچسب‌ها: شعر زیبا در باره امام زمان عج, زیباترین شعر ها در باره امام زمان عج, زیباترین شعر در باره امام زمان عج, شعر
[ شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 22:33 ] [ [ حــســن ] ]

 

بسم انكه يادش ارامبخش همه دلهاست

چرا در اخرالزمان شهر قم امن ترين شهر است؟

قم مركز علم و صدور ان به عالم است . از امام صادق {عليه السلام } نقل شده است:به زودي كوفه از مونين خالي مي شود و جمع مي شود {مخفي مي شود} علم از ان همان گونه كه مار مار در سو راخ خود مخفي مي شود.سپس ظاهر مي شود علم به شهري كه به ان مي گويند قم ميگردد معدن علم و فضل.{سفينتة البحار}. افكار نيوز نوشت :مرحوم شيخ عباس قمي {صاحب مفاتيح الجنان} در كتاب سفينة البحار{ج7ذيل حرف ق } به نكاتي پيرامون قم و ويژگي هاي آن پرداخته و به رواياتي اشاره كرده است كه به امن بودن اين منطقه توجه شده است. از امام صادق {عليه السلام } روايت شده است اگر مصيبت بر شما وارد شد برشما باد به قم كه آنجا مامن فاطميون است. شايد ويژگي هاي ذيل باعث شده است كه شهر مقدس قم داراي چنين جايگاهي باشد:
1-مدفون كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه {سلام الله عليها}
2- مدفون بسياري از علما و فقها و اولياي بزرگ الهي.
3-لقب قم از پيامبر گرامي {صلوات الله عليه} اخذ شده است كه در شب معراج كه با ديدن شيطان در اين سرزمين با لفظ قم او را از اينجا راند.
4-شهر اهل بيت مي باشد با تو جه به ولايت مداري مردم در اين سرزمين از امام صادق {عليه السلام}نقل شده است :براي ما اهل بيت حرمي است كه ان شهر قم است .{سفينتة البحار}.
5- قم مركز علم اهل بيت و صدور ان به عالم است . از امام صادق {عليه السلام}نقل شده است:از امام صادق {عليه السلام } نقل شده است:به زودي كوفه از مونين خالي مي شود و جمع مي شود {مخفي مي شود} علم از ان همان گونه كه مار مار در سو راخ خود مخفي مي شود.سپس ظاهر مي شود علم به شهري كه به ان مي گويند قم ميگردد معدن علم و فضل.{سفينتة البحار}

6- اهلي قم هنگام ظهور همراهان وياران امام مهدي {عج}هستند.از امام صادق {ع}نقل شده است :قم را قم ناميدندزيرا اهل ان با قائم آل محمد{ع}جمع مي شوند و با او قيام ميكنندو بر او استقامت وپايداري ميوزندو او را ياري م نصرت ميكنند .{سفينتة البحار.

7-يكي از در هاي بهشت براي اهل قم است از امام رضا {ع}نقل شده است براي بهشت هشت در است و يكي از آنها براي اهل قم است . پس خوشا به حال آنها .

درچندهمه ويژگي هاي در جاي خود بسيار مهم و ازشمند است اما نكته پنجم جايگاه خاصي داردزيرا منادي كامل و واقعي دين اسلام در دوران سخت و سنگين و صدور ان به جهان و اشنا كردن مردم با حقيقت دين حوزه علميه قم است وخداوند و امام عصر {عج} اين ندا و دعوتگر را رها نميكنند .باصدور دين و معارف مهدويت است كه مردم آمادگي بيشتر براي ظهور پيدا مي كنند.


برچسب‌ها: نشانه های اخرالزمان, نشانه های ظهور, در باره انتظار, مهدویت
[ دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 13:20 ] [ [ حــســن ] ]

مشك



مشک برداشت که سيراب کند دريا را

رفت تا تشنگي اش آب کند دريا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب
ماه مي خواست که مهتاب کند دريا را

تشنه مي خواست ببيند لب او را دريا
پس ننوشيد که سيراب کند دريا را

کوفه شد علقمه، شق القمري ديگر ديد
ماه افتاد که محراب کند دريا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهر? آب
زخم مي خورد که خوناب کند دريا را

ناگهان موج برآمد که رسيد اقيانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دريا را

آب مهري? گل بود و الاّ خورشيد
در توان داشت که مرداب کند دريا را

کاش روي دل خشکيد? ما آن ساقي
عکسي از چشم خودش قاب کند دريا را

روي دست تو نديده ست کسي دريا دل
چون خدا خواست که ناياب کند دريا را


برچسب‌ها: شعر در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره حضرت عباس ع, شعر زیبا در باره ابولفضل ع
[ شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 23:13 ] [ [ حــســن ] ]

الـسلام عليك يا علي ابن موسي الرضا


ضــــامــــــــن آهـــــــــو 


کاش من يک بچه آهو مي شدم

مي دويدم روز و شب در دشتها

توي کوه و دشت و صحرا روز و شب
مي دويدم تا که مي ديدم تو را

کاش روزي مي نشستي پيش من
مي کشيدي دست خود را بر سرم
شاد مي کردي مرا با خنده ات
دوست بودي با من و با خواهرم

چونکه روزي مادر م مي گفت تو
دوست با يک بچه آهو بوده اي
خوش به حال بچه آهويي که تو
توي صحرا ضامن او بوده اي

پس بيا من بچه آهو مي شوم
بچه آهويي که تنها مانده است
بچه آهويي که تنها و غريب
در ميان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بيا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پاي کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن

2

صحن حرم از نسيم پر بود
از پرپر يا کريم پر بود

خورشيد دوباره بوسه مي زد
بر چهره مهربان گنبد

گنبد پر از آفاتاب مي شد
آهسته غم من آب مي شد

رفتم طرف ضريح او باز
تا پر شوم از هواي پرواز

اطراف ضريح گريه ها بود
دلهاي شکسته و دعا بود

دلها همه زير بارش اشک
مانند کبوتري رها بود

عطر گل ياس در دل من
عطر صلوات در فضا بود

 

کوچه هاي خراسان



چشمه هاي خروشان تو را مي شناسند
موجهاي پريشان تو را مي شناسند
پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگهاي بيابان تو را مي شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي شناسند
از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي که امواج طوفان تو را مي شناسند
اينک اي خوب فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم
کوچه هاي خراسان تو را مي شناسند

 


حرم

دوباره يک غروب دلنشين
دوباره يک صدا،
صداي سبز
دوباره مي پرد کبوتري
به دور گنبد حرم
دوباره چشمهاي من
پر از نگاه کاشي و ستاره مي شود
کنار حوض
دوباره ذهن من
پر از صداي بالهاي يک فرشته مي شود
نگاه کن!
من آن کبوترم
به دور گنبد طلايي اش
چه عاشقانه مي پرم

 

 

موسيقي غريبي



روي اين گنبد طلا و قشنگ
خانه اي دارم از شکوفه و نور
خانه پاک و روشني دارم
زير باران دانه هاي بلور

زير اين گنبد طلايي هست
صحن مردي که ضامن آهوست
آه، گوش تمام مردم شهر
پر موسيقي غريبي اوست


دوست من! بگو که تا حالا
چند دفعه به مشهد آمده اي؟
اشکي از چشم خسته ريخته اي؟
بوسه اي بر ضريح او زده اي؟

تا بيايي دوباره مي شنوي
عطر پاک گلاب، از هر سو
مي چکد قطره اشکي از چشمت
باز با ياد ضامن آهو

در هوا بوي بال پيچيده
در زمين، عطر غنچه هاي دعا
شهر مشهد هميشه لبريز است
از صميميت امام رضا

روز و شب، کار من فقط اين است:
حرف او، با پرنده ها گفتن
پر زدن در نگاه گنبد نور
زير لب يا رضا رضا گفتن

بالهايم پر از نوازش اوست
چون شب و روز بر سر حرمم
راستي خوش به حال من، آري
بچه ها، من کبوتر حرمم ...

بوي زيارت



دور سقاخانه مي گردد نسيم
دانه مي پاشد کنار حوض آب
چادرش بوي زيارت مي دهد
بوي اشک و گريه و بوي گلاب

آسمان چشم او پر مي شود
باز، از پرواز شاد کفتران
صحن را آهسته جارو مي کند
خادمي با دستهاي مهربان

مي نشيند در نگاه خيس او
مثل يک گل، سايه فواره ها
قلب من پر مي کشد مثل نسيم
هردومان هستيم مهمان رضا

 


شمع جمع شاپرکها

محمد عزيزي«نسيم»

پاي خود را مي گذارم در حرم
از دلم پر مي کشد اندوه و غم

با کبوترهاي گنبد مي روم
توي خال آسمان گم مي شوم

شاپرکها، تشنه ديدار نور
شادمان سر مي رسند از راه دور

چشم خود را در حرم وا مي کنند
شمع را يکباره پيدا مي کنند

شمع جمع شاپرکهايي رضا
اي کليد ساده مشکل گشا

آن گل زيبا گل خوشبو تويي
اي رضا جان ضامن آهو تويي
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگيرم اوج، خوشحال و رها

مي شوم من روز و شب همسايه ات
مي شود چتر دو بالم سايه ات

 

 

چون کبوتر حرم



زير چتر آفتاب
در حرم نشسته ام
دل به روي غصه ها
شادمانه بسته ام

ابر تيره دلم
پاره پاره مي شود
آسمان قلب من
پر ستاره مي شود

يک صداي آشنا
از فضاي رو به رو
مي رسد به گوش من
بق بقو بقو بقو

بق بقو بقو کنان
دسته کبوتران
آب و دانه مي خورند
مي پرند در آسمان

مي شوم کبوتري
چون کبوتر حرم
دور گنبد طلا
شادمانه مي پرم

 

يک صحن کبوتر


خسته از راه، کنار مادر
توي ماشين پدر خوابيدم
پلکهايم که به هم افتادند
خواب يک صحن کبوتر ديدم

صبح وقتي که دو چشمم وا شد
شادمان مثل گلي خنديدم
آخر از پنجره پشت اتاق
گنبد زرد رضا را ديدم

دل من مثل کبوتر پر زرد
رفت و بر شانه گلدسته نشست
اشک در چشمه چشمم جوشيد
بغضم آيينه شد اما نشکست

پدر آماده شد از من پرسيد:
دوست داري که تو را هم ببرم؟
گفتم:آري! ولي آنجا چه کنم؟
مادرم گفت: زيارت پسرم!

گر چه زود آمده بوديم ولي
در حرم جاي دل من کم بود
هر کسي با او؛ چيزي مي گفت
گوييا با همه کس محرم بود

هر کجا رفتيم آنجا پر بود
پر ز نجواي دل و دست دعا
يک طرف قصه پر غصه در
يک طرف ذکر غريب الغربا

در رواق حرم پر نورش
کاش دست دل من رو مي شد
مي شدم من آن آهوي غريب
باز او ضامن آهو مي شد

 

 

صبح جمعه

چون صبح جمعه مي رسد
مثل کبوتر مي پرم
خوشحال و خندان مي روم
همراه بابا تا حرم

تا گنبد زرد حرم
ازدور پيدا مي شود
بر روي لبهاي پدر
گلخنده اي وا مي شود

از شوق ديدار رضا
من شادمانه مي دوم
انگار او مثل گل است
من نيز يک پروانه ام

من مي نشينم در حرم
آرام، پهلوي پدر
آنجا زيارتنامه را
مي خواند او با چشم تر

پشت ضريح و پنجره
اين جا و آنجا، هر کجا
بر روي لبهاي همه
روييده گلهاي دعا


يکدفعه من توي خيال
يک بچه آخو مي شوم
با شادماني ناگهان
سوي ضريحش مي دوم

 

 

زائر


دلم يک بره آهوي نجيب است
که از مهر و نوازش بي نصيب است
به سويت آمده، تنها و خسته
دلم اي ضامن آهو، غريب است

 

همراه کفتران



رقص قشنگ نور
امشب چه ديدني ست
آواز شاد باد
امشب شنيدني ست

عيد است و عطر گل
پيچيده در هوا
بوي خوش گلاب
پر کرده سينه را

گلبوته هاي شمع
روييده هر کجا
مي ريزد اشک شوق
يک غنچه بي صدا

گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فرياد «يارضاست»

وقت زيارت است
پر مي کشد دلم
همراه کفتران
من مي روم حرم

 

 



شاد شو اي دل که رضا يار ماست دردو جهان سيد و سالار ماست
ما همه پروانه ولي آن جناب شمع فروزان شب تار ماست
غم ننمايد به دل ما مکان چون که رضا مونس و غمخوار ماست
دائره شکل ار بشود قلب ما مهر رضا نقطه پرگار ماست
ما به جوارش چو پناهنده ايم از همه آفات نگه دار ماست
روز قيامت نکنيم اضطراب زانکه رضا يار و مددکار ماست

 

 



با نام رضا دلت مصفا گردد

درد و غم سينه ات مداوا گردد
گر روي نهي به درگهش با اخلاص

 هر عقده ز کار بسته ات وا گردد

 

ذبيح الله احمدي

با نام رضا دلت مصفا گردد

درد و غم سينه ات مداوا گردد
گر روي نهي به درگهش با اخلاص

 هر عقده ز کار بسته ات وا گردد

 


با ديده دل اگر رضا را بيني مرآت جمال کبريا را بيني
گر پرده اوهام به يک سو فکني اندر پس آن پرده خدا را بيني
تا گوهر اشکم سر بازار نيايد کالاي مرا هيچ خريدار نيايد
خوارم من و در سينه من عشق شکفته است تا خلق نگويند گل از خار نيايد
اي حجت هشتم که خدا خوانده رضايت مدح تو جز از خالق دادار نيايد
نوميدي و درگاه تو بي سابقه باشد هر کار ز تو آيد و اين کار نيايد
ديدم همه جا بر در و ديوار حريمت جائي ننوشته است گنهکار نيايد
گوئي به کجا روي کند اي همه رحمت گر بر در تو شخص گرفتار نيايد


برچسب‌ها: شعر در باره امام رضا ع, زیبا ترین شعر ها در باره امام رضا ع, شعر امام رضا ع, شعر در باره کبوترای امام رضا ع
[ پنجشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 12:26 ] [ [ حــســن ] ]
[ چهارشنبه سوم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 23:54 ] [ [ حــســن ] ]
/**/

یار من یوسف نیا

 

 

یار من یوسف نیا اینجا کسی یعقوب نیست 

لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست 

ای گل زیبای من از غربتت اشکی نریز 

نازنین اینجا خدا هم پیششان محبوب نیس

نوبهارم در فراقت هیچ کس محزون نشد  

منجی انسانیت اینجا شرایط جور نیست

گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند

این دعاها بر زبان است جنسشان مرغوب نیست

مهربان، اینجا همه مرعوب دنیا گشته اند 

طوق ها بر گردن است و، هیچکس منصور نیست




برچسب‌ها: شعر در باره حضرت زهراس, شعر های بسیار زیبا در باره حضرت زهرا س, شعر سید جواد ذاکر برای حضرت زهرا س, بهترین شعر در باره حضرت زهرا س
[ دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ ] [ 18:7 ] [ [ حــســن ] ]

برچسب‌ها
شعر (54)
خدا (4)
smssss (3)
45 (2)
امکانات وب